محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4854
تاريخ الطبرى ( فارسي )
عيسى گويد : از جمله بنى هاشم ، حسن و يزيد و صالح پسران معاوية بن عبد الله و حسين و عيسى پسران زيد بن على با محمد قيام كرده بودند . عيسى گويد : شنيدم كه ابو جعفر مىگفته بود : « از قيام پسران زيد در شگفتم ، كه ما قاتل پدرشان را كشتيم چنان كه وى را كشته بود و بياويختيم چنان كه وى را آويخته بود و بسوختيم چنان كه وى را سوخته بود . » گويد : حمزة بن عبد الله و على و زيد پسران حسن بن زيد نيز با محمد قيام كرده بودند . عيسى گويد : ابو جعفر به حسن بن زيد گفت : « گويى دو پسرت را مىبينم كه شمشير به دست بالاى سر محمد ايستادهاند و قبا به تن دارند . » گفت : « اى امير مؤمنان از پيش ، از نافرمانى آنها به تو شكايت آورده بودم . » گفت : « بله ، اين از همان است . » گويد : قاسم بن اسحاق و على بن جعفر ، ملقب به مرجى ، نيز با محمد قيام كردند . عيسى گويد : ابو جعفر به جعفر بن اسحاق گفت : « اين مرجى كيست كه خدا چنين و چنانش كند ؟ » گفت : « اى امير مؤمنان اين پسر من است ، به خدا اگر خواهى او را از خويش برانم ، مىرانم . » گويد : از بنى عبد شمس نيز محمد بن عبد الله عاصى ، با محمد قيام كرده بود . ابو عاصم نبيل گويد : ابن عجلان با محمد قيام كرد ، وى بر استرى بود ، وقتى جعفر بن سليمان ولايتدار مدينه شد و ى را به بند كرد ، پيش و ى رفتم و گفتم : « راى مردم مردم را در بارهء كسى كه حسن را بند كرد چگونه مىبينى ؟ » گفت : « به خدا ، بد . »